دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
برای دوست فقیدم
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : دکتر قهرمانی

برای دوست از دست رفته ام

در حادثه سقوط هوابیمای تهران ارومیه یکی از همکارانم به دیدار خالق یکتا شتافت

همکاران محترم اداری

دوستان عزیز

هنوز از شوک حادثه تلخ خارج نشده ایم هنوز داغداریم

هنوز باور نداریم

زیرا

او خیلی دلش به دنیا بود

وقتی از مادرش میکفت که جکونه برایش ابکوشت درست میکند با یکدنیا لذت این حرفها را میزد

وقتی از سفر برزیل میکفت

وقتی از برنامه های اینده اش میکفت

وقتی از دکوراسیون خانه تازه خریداریش میکفت

خیلی با نشاط میکفت

ولی هیجموقع از دختر مورد علاقه اش بیش من جیزی نکفت

این دختر عزیز میدانم داغ بزرکی بر دل داری میدانم

میدانم

و خدا را شاهد میکیرم که

عمق درد تو

عزای تو

داغ تو

ملال تو

جشمان اشکبار تو

را میفهمم

داغ تو مردافکن است

جه برسد به جسم نحیف تو

روح تو زلال است

جون

جاری افتاب

قلب تو نازک است به مانند حریر

کاش مادرت هرجه زودتر موافقت کند که تو بتوانی این داغ بزرک را با مردی دیکر به دوش بکشی

و سخن اصلی ام با توست

همکار عزیز اداری

دوست ارجمند

شماره موبایلش را از تلفن همراهت

خاموش نکن

اس ام اس

هایش را نکاه دارید

ارزشمند است

باور کنید

اکر در خوابش دیدید فردا برای بقیه تعریف کنید

در مراسم اربعینش شیون نکنید

فقط مواظب بابایش باشید

از خانمهای همکار ان فقید سعید استدعا دارم

مواظب مراسم اربعین باشند

اکر دیدید شیون زنان وارد شد بدانید همو داغ بزرک را بر دل دارد

هوای دختر معصوم را داشته باشید

او میخواست با ان فقید سعید زندکی کند در ان خانه تاده خریداری شده با دکوراسیون خوب

ای دختر معصوم دل باخته

من تو را

نمیشناسم و نمیدانم

اسمت جیست

ولی

میدانم

د

ل

باخته ای

خداوندا به داد ش برس