دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
کشتی در شهر شیمکنت- قزاقستان
ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٧ بهمن ۱۳۸٩ : توسط : دکتر قهرمانی

امروز 5 شنبه برابر با 7 بهمن 1389 است بعد از کار در شهر کشتی زدم بارکهای خوب و بزرکی دارد که مردم در ان دونفری یا یک نفری یا جند نفری قدم میزنند کسی به کسی کار ندارد کسی با جشم دیکری را نمیخورد هر کسی با هر کسی دوستش داشته باشد راه میرود و حرف میزند خیلی از مسایلی که برای ما حل نشده برای انها از ریشه حل شده است راننده ها خیلی به عابرین بیاده که از محل خط کشی عبور کنند احترام دارند و نکه میدارند ز در کنار خیابان دستفروشی نیست و کسی هم با داد زدن معامله نمیکند مردم ارام راه میروند شتاب وجود ندارد ز کسی به دیکری متلک نمیکوید و طبیعیست انطرف هم جد و اباد کسی را بیش جشمش حاضر نمیکنداجناس کران است ایران ارزانترین کشور باید باشد از نظر قیمت کالاهاهمه جور ماشین در خیابان دیده میشود از مدل بالا تا مدل بایین بوق زدن کم است ولی بلیس کمین کرده و ضربتی نکه میدارد و جریمه میکند مقام در اینجا فروشیست و سر قفلی دارد -قیمت کوشت اسب در رستورانها بیشتر از کوشت کاو و کوسفند است زیرا اسب کمتر از دامهای دیکر است غذای مردم اکثرا بسیار جرب است