دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
شیر پنیر رب امپول
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : دکتر قهرمانی

با اجازه ! ببخشید !!

یکبار به ضرورتی میبایست هر روز یک لیوان شیر بخورم از بقالی محله که حالا اسمش سوپر مارکت شده حالا همه بقالیها سوپرمارکت شده اند . سه عدد شیر سه گوش خریدم از ان شیرهایی که میگویند استرلیزه است . به خانه بردم . یک عدد را در قابلمه تخلیه کردم تا بجوشد جوشید و برید . تعجب نکردم به ریئس بهداری شهر زنگ زدم و دوعدد شیر باقی مانده را برایشان فرستادم که فرموده بودند به استان میفرستم تا ازمایش شود فرستاده بود چون بعد از حدود یک هفته نامه ای برایم امد به این متن که فلانی نمونه های شیر ارسالی در ازمایشگاه استان ازمایش سالم بود لطفا مبلغ .... ریال بابت هزینه انجام ازمایشات به حساب شماره .... واریز و فیش انرا ارسال نمایند . به ریئس بهداری زنگ زدم و گفتم که من در واقع کار نمونه برداری را برای کارمندان شما انجام داده ام گفتند شما ببخشید . گوشی را گذاشتم و بخشیدم .

 

سه روز پیش یک عدد پنیر سفید ایرانی و یک عدد پنیر خامه ای محصول پگاه اصفهان خریدم از یک سوپر مارکتی که دو یخچال بزرگ خوب بزرگ دارد . پنیر سفید ایرانی را باز کرده و خوردیم جای شما خالی . پنیر خامه ای را بازکردم روی ان یک لایه کامل کپک سبز رنگ و زیر ان پنیر بود . به سوپر مارکت مراجعه و با احترام تقدیم کردم و بلاعوض انرا نگرفتم ولی در پاسخ درخواست ایشان که گفت ببخش گفتم بخشیدم .

 

سالهای دور رب گوجه فرنگی را در منزل درست میکردند چند سالیست که از بیرون میخریم مدتی پیش یک کارتن رب شیشه ای از بیرون خریدم یکی از شیشه ها را بازکردم یک لایه سبز دیدم کل کارتن را پس بردم فروشنده انها را پس گرفته و گفت ببخشید بخشیدم .

 

مدتهابود مریضی را از شهرستان به مرکز استان برای ویزیت دکتر می اوردم و هر بار هم بیشتر از ویزیت دکتر به منشی پول میدادم تا مارا تا اخر وقت در مطب نکارد اخرین بار که مریض را بردم چون به مرکز منتقل شده بودم و باکی از ماندن تا دیر وقت نداشتم فقط ویزیت دکتر رادادم و ویزیت منشی را ندادم و گفتم ببخشید . حالا نمیدانم منشی بخشیده یا نه .

مدتی پیش در بیمارستان بستری بودم میبایست امپولی را هر 6 ساعت یکبار وریدی پرستار تزریق کند یکبار با دوساعت تاخیر امد . گفت ببخشید بخشیدم