دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
شهریار مختومقلی هیمن موکریانی
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

مختومقلی-شهریار – هیمن موکریانی

سال های 61 تا 63 در ترکمن صحرا زندگی خوبی داشتم و خاطره انگیز در کنار مردم بسیار نجیب و مهربان ترکمن و زابلی که با اشعار نغز مختومقلی شاعر بلنداوازه ترکمن اشناشدم قبلا هم اشعار زیبای شهریار ترک زبان و هیمن کردزبان را از بچگی اشنایی داشتم شباهت زیادی از نظر صمیمیت مابین ناله ی جودایی هیمن و حیدربابای شهریار و اشعار شاعر بزرگ ترکمن یافتم به این مناسبت ابیاتی از شهریار بزرگ را که درجوانی از اشعارش برای مکاتباتی بهره میبردم می اورم سلامت باشید

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز

صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم

پروانه را شکایتی از جور شمع نیست

عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم

خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست

شاهد شو ای شرار محبت که بی‌غشم

باور مکن که طعنه‌ی طوفان روزگار

جز در هوای زلف تو دارد مشوشم

سروی شدم به دولت آزادگی که سر

با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم

دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان

لب میگزد چو غنچه‌ی خندان که خامشم

هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب

ای آفتاب دلکش و ماه پری‌وشم

لب بر لبم بنه بنوازش دمی چونی

تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم

ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار

این کار تست من همه جور تو می‌کشم