دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
در مریخ
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

در مریغ

اطلاع پیداکردم که کلیه مدارک و سوابق را فردا همراه خود ببرم  با نگراین کیف محتوی سوابق را کول کرده و در هوای گرگ و میش به محل موعود رفتم با تعجب در جلودرب اصلی صفی را مشاهده کردم با چند نفر چاق سلامتی و یک ربع ساعت  بعد وارد سالن شدم این سالن با سالنهای دیگر کلی توفیر داشت در یک طرف ان دستگاهی مستقر بود که میبایست تک تک اوراق سابقه را وارد کشوی ان میکردی و بعد از قرائت و ثبت توسط دستگاه و انالیز خارج میشد وقتی کار بررسی تمام منتظران صف تمام شد بلندگو اسامی و سمت هر یک از منتظران را اعلام کرد به گمانم دستگاه که توصیه و ملاحظه و پارتی و خویشاوندی  و ...... سرش نمیشد و فقط سابقه کاری –تجربه – توانایی تجزیه و تحلیل و ..... سرش میشد و کاری به ظاهر و مسایل شخصی نداشت هر کسی را سرجایش نشانده بود من هم به اطاق جدیدی که مقرر شده بود وارد شدم اطاقی بود با میزی بزرگ و مبلمانی مناسب در یک طرف و یک دست میز و صندلی جلسات در طرف دیگر . بطرف صندلی پشت میز رفتم تا در روی ان بنشینم که کتم ناغافل به گوشه میز خورد ............  تکانی خوردم ........ ازخواب پریدم .