دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
بوقلمون و سگ
ساعت ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

بوقلمون و سگ

 

برای بررسی مبارزه با بیماریهای دامی به یکی از روستاهای شهرستان چالدران واقع در استان اذربایجانغربی همین تابستان رفته بودم در جلو درب یکی از خانه های روستایی که حالا اکثرا بسته است و دارای زنگ و ایفون است ایستاده بودم و منتظر تا دامدار ساکن در ان روستا که چون دیشب تا پاسی از شب سرگرم تماشای تی وی بوده از خواب بیدار و درب را برویم باز و احیانا به سوالاتم پاسخ دهد که ناگهان از روی دیوار خانه مقابل سگی را دیدم که غرش کنان پایین امد و راه کوچه را در پیش گرفت تا برود در همان نزدیکی جوجه بوقلمونی به همراه مادرش در حال دانه برچیدن بود هنوز سگ به نزدیکی و حوالی جوجه نرسیده بود که بوقلمون مادر بسیار خونسرد ولی دقیق خودش را مابین سگ و جوجه اش حایل کرد و سگ را چند متری بدرقه و سپس پیروزمندانه بازگشت تا همچنان در کنار جوجه اش باشد در حالیکه از تماشای این منظره ملحوظ شده بودم درب خانه دامدار روستایی باز شد و دختر بچه ای که به سختی قدش رسیده بود تا قفل درب را باز کند گفت پدرم خانه نیست و مادرم میگوید چند راس گاوی که ماه پیش داشتیم فروخته ایم و حالا طویله ما خالیست ودرب را بست حتما میرود تا برنامه کودک تلویزیون را تماشا کند