دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
ماه رمضان
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

ماه رمضان

یادم نیست اولین باری که روزه گرفتم کی بود ولی یادم هست که خیلی بیتاب میشدم و چون جسه نحیفی داشتم تا زمان اذان مغرب جانم از شدت تشنگی و گرسنگی به لبم میرسید و برمیگشت اوایل در روز بارها نیت میکردم ولی بعدها از بزرگی شنیدم که نیت کردن روزه را باطل میکند حالا راست یا دروغ او گفته بود و من شنیده بودم ان سالها ماه مبارک رمضان در زمستان بود و کنار کرسی مینشستیم تا اذان مغرب میداد گاهی هم اگر هوا معتدل و بیرون رفتن همراه با زمین خوردن روی یخ و برف نبود رفتن به مسجد سعدی در دو محله انورتر صفای خاصی داشت مخصوصا اگر بعد از اذان و ادای نماز مغرب خرما یا رطبی هم خیرات میدادند که دیکر نور علی نور بود هر ماه رمضان یک ریال به پول توجیبی اضافه میشد انزمان مثلا با چهار ریال که معادل هشت منات بود کلی خوراکی مانند بیسکویت و شکلات و راحت الحلقوم میشد خرید هنوز پای پفک و چیپس باز نشده بود دو بیسکویت با یک راحت الحلقوم میخریدیم و ان یکی را لای ان دوتا میگذاشتیم و نگه میداشتیم تا دم افطار تا روزه را با ان باز کنیم چه صفایی داشت