دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
سوپرمارکت
ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : دکتر قهرمانی

سوپرمارکت

در محله ما سه سوپرمارکت هست اولی صاحبش اهل شهرستان T دومی متعلق به یک نفر اهل منطقه K و سومی از ان یک نفر از اهالی R . این سه نفر هرکدام متعلق به سه فرهنگ متفاوتند .

 انکه ازT آمده = اکثرا چراغ مغازه اش علیرغم قطع نشدن برق شهر خاموش است . درجه برودت یخچالش ولرم و وقتی میخواهد چند جنس به شما بفروشد سعی میکند همه را در یک کیسه پلاستیکی بچپاند تا یک کیسه ناقابل صرفه جویی شود حتی ممکن است نان را با صابون و خرما در یک کیسه قرار دهد هدف فقط صرفه جویی محض است ناهار و شام را در مغازه میخورد و برای اصلاح سر به گفته خودش به شهرشان برمیگردد. اکثرا عصبیست و مشکل دارد مشتریش هم کم است کافیست یک نفر از جلو مغازه او رد شود و به مغازه دیگری برود کفری میشود .در منزل اجاره ای است و مغازه را اجاره کرده است

انکه اهل شهر R است = چراغ مغازه اش روشن است یخچالش سردتر از مورد قبلیست ممکن است هر جنسی را در یک کیسه قرار دهد کیسه یکبارمصرف برایش مسئله نیست مغازه اش دونبش است ناهار و شام را در منزل میخورد مشتری را ممکن است به مغاره های دیگرهم هدایت کند .

فروشنده متعلق به منطقه K=قبل از ورود به مغازه اش سلام میدهد چراغش روشن و کیسه برایش مسئله ای نیست کیفیت جنسهایش عالیست مشتری فت و فراوان دارد در کوچه پشتی هم مغازه دارد که در جوارش انبار نگهداری موادغذایی درست کرده است در دو سوپرمارکتش از شیر مرغ تا جان ادمیزاد یافت میشود . نتیجه ای که میتوان گرفت این میتواند باشد که اگر سخت بگیری سخت میشود اسان بگیری اسان میشود  لسان الغیب قرنها پیش فرموده است .گفت آسان گیر برخود کارها کزروی طبع- سخت میگیرد جهان برمردمان سخت کوش . اگر محل کسبی داریم هرچه برای دکوراسیون و تمیزی ان خرج کنیم همان میزان سود بیشتر برمیگردد . .