دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
پشیمان شدم
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

پشیمان شدم

کاملا پشیمان شدم میخواهم برگردم فایده ای ندارد اصلا ارزشش را نداشته  ندارد و نخواهد داشت هر کسی هم غیر از این فکرکند پربیراهه رفته و اشتباه کرده واگر هم برعقیده خوداصرار کند یکجای کارش عیب دارد شاید هم خیلی جاهای کارش عیب دارد و متوجه نیست واللله به خدا ارزشش را ندارد اخر مگر هر معامله ای نباید از اولش اندکی در فکر سود و فایده اش بود اینکه  از اولش معلوم است که زیان دارد هیچ سودی بر ان متصور نیست  کلا ضرر است و زیان  باور کنید راست میگویم شاید فکر کنید خدای نکرده هوش و حواسم سر جایش نیست یا دیوانه شده ام و یا چیزخورم کرده اند یا احیانا خودم چیزی خورده ام ولی منکه اهل این حرفها نیستم از اولشم که نبوده ام من را چه به این حرف و حدیثها  من من که سمنو را که از عصاره گندم درست میکنند به سختی ان هم هر سال بعد از جمع کردن سفره هفت سین میخورم چه برسد به عصاره جو . من که وقتی در خانه خودمان یا هنگام مهمانی رفتن کشمش پلوسر سفره میگذارند برنجا را جداجدامیخورم و تاکنون اجازه نداده ام حتی یک عدد کشمش وارد گلویم شود چه برسد به اب کشمش  خیالتان از ان لحاظ کاملا تخت باشد  اجازه بدهید خیالتان را از این لحاظ هم کاملا تخت تخت کنم که چندین سال است که هیچ دودی وارد گلویم نشده است بجز دود زغالی که وقتی از کنار قهوه خانه دم منزل رد میشوم برای چاق کردن قلیان وسط پیاده رو درست میکنند و یا دود ذغال بلال فروش که نخوردن بلال را در تابستان نمیتوانم ترک کنم . سالهاست که در تابستان در کنار خیابان یا پارک بلال میخورم این عادت را از وقتی که بلال دانه ای دوریال بود تا حالا که دانه ای ده هزار ریال ناقابل شده دارم و دود ذغالش را هم تحمل میکنم و استنشاق . اهل هیچ دود دیگری هم نیستم حتی دود سیگار که میدانید سالهاست انرا برای چهارمین بار ترک کرده ام اولین با همینجوری ترک کردم و بجایش روزی یک قلیان میکشیدم انهم شب بعد از بازکردن روزه ماه مبارک رمضان انسال بعد از عید فطر اوله روزی یک قلیان و یک سیگار میکشیدم و بعد شد یک قلیان و دو سیگار بعد هم قلیانها بیشتر شد و هم سیگارها ناچارا قلیان را ترک و سیگار را سر جایش برگرداندم بار دوم هم با داروهای دکتر محمود اهری که در روزنامه های اطلاعات و کیهان تبلیغات میکرد و یک پماد برای مالیدن به پشت و یک قرص بزرگ مانند کاشه کالمیم بزرگ برای قورت دادن بود سیگاره را برای مدت دو سه ماهی ترک کردم ولی دوباره از نو برداشتم لامصب قبل از شروع دوباره چند باری خوابش را دیده بودم بار سوم با جویدن ادمسهای ترک سیگار ایرانی چند هفته ای ترک کردم ولی بار اخر با بالارفتن ضربان قلب و بستری شدن در مریضخانه و مصرف کردن ادامسهای ترک سیگار المانی از قرار دانه ای دوهزار و هفتصد ریال سیگار را کنار گذاشتم و تاکنون خوشبختانه خوابش را ندیده ام پس از نظر سیگار و ...... خیالتان تخت تخت باشد هیچگونه ذغال منقلی مجلسی دانه ای و ..... که در سوپر مارکتها میفروشند وارد خانه ام نشده است پس با این تفاصیل حالا تحت تاثیر هیچ ماده ای نیستم که عرض میکنم با با به خدا پشیمان شدم از بزرگ شدن پشیمان شدم کودکی خیلی بهتر است صفای دیگری دارد اصلا دنیای دیگریست باور کنید بزرگ شدن اصلا ارزشی ندارد  به زحمتش نمی ارزد کاش برگردم به وقتی که قدم نمیرسید تا کلید برق را روشن کنم و یا به کمک چهارپایه قدم میرسید تا از صندوقچه ای که روی طاقچه بود و حکم یخچال را داشت و شیرینی  ها را داخلش گذاشته بودیم یک عدد غرابیه در میاوردم و لای نان پیچیده و میخوردم . و یا برگردم به وقتی که نمیتوانستم سوره های نماز را از حفظ بخوانم انها را روی کاغذی نوشته و جلوی خودم در روی سجاده پشمی مادربزرگ میگذاشتم ویا حداقل برگردم به وقتیکه هنوز سبیلم در نیامده با تیغ محلش را میزدم تا زودتر بالای لبهایم زیر دماغم مو سبز شود و سبز نمیشد در حالیکه من عجله داشتم . چون دیده بودم دختر همسایه فقط با کسانی سر کوچه هنگام برگشت از مدرسه صحبت میکند که سبیل داشتند و من هم میخواستم با او حرف بزنم  نمیخواستم بلکه دلم میخواست  کار دل بود و میدانید کار دل را نمیشود کاریش کرد کودکی بهتر از نوجوانی و نوجوانی بهتر از جوانیست و همه بهتر از میانسالیست  من نمیدانم چه خبر است این همه غیبت دروغ تهمت  و ...... که در کودکی – نوجوانی یا جوانی نداشتیم یا نمیفهمیدیم

خوش به حال گذشته در هرصورت من پشیمان شدم اگر بشود میخواهم برگردم به کودکی حداقل نوجوانی شما چه فکر میکنید ایا شما هم مثل من پشیمان نشده اید

 نوشته شد در روز جمعه مورخه ششم خرداد سال 1390 هجری شمسی