دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
معلم
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : دکتر قهرمانی

روز معلم گرامیباد

یکی از روزهای سال در تقویم به نام روز معلم نامیده شده است من بچه که بودم در تصورات کودکیم فکر نمیکردم که معلمها هم مثل ما غذاهایی مثل اش – دلمه –ابگوشت میخورند بلکه فکر میکردم غذاهای انها جداست و چیز دیگریست . بعدها کم کم فهمیدم که معلمها هم ادمیانی چون مایند فقط سوادشان از ما بیشتر است بعدها پی بردم که معلمین چند دسته اند معلم روستایی و معلم شهری و معلم کلاسهای خصوصی . معلم روستایی معلمی بود که در یک کلاس و زیر یک سقف همزمان به چندین مقطع در س میداد مثلا میگفت کلاس اولیها مشقشان را دراورند .دومیها مطالعه کنند – سومیها املا بنویسند و چهارمیها ... معلم شهری فقط به یک مقطع زیر یک سقف درس میداد . و معلم کلاسهای خصوصی که نانش در روغن بود و چه روغنی . درسی داشتیم به نام سرود که در ان سرودها را تمرین میکردیم و جلسه اخر معلم مربوطه برایمان ویلون میزد . ویلون را سر کلاس میاورد و مینواخت و ما گوش میدادیم . معلمی هم داشتیم که از زنش میترسید در هر مقطعی با تلفن دفتر مدرسه از خانه احضار میشد میرفت . معلمی داشتیم عاشق خواهر یکی از همکلاسیها شده بود در هر جلسه کلاس ان همکلاسی را پای تخته فرا میخواند و وقتی هم حاضر غایب میکرد تک تک حروف کلمات نام و نام خانوادگی ان همکلاسی را مشدد میگفت بطوریکه رگ گردنش اندکی بیشتر از وقتی که نام بقیه را میخواند متورم میشد . معلمی داشتیم که برای تنبیه از سیلی استفاده میکرد دیگری از چوب و سومی از وسیله ای که خره زن میگفتند و استفاده اصلی این وسیله در راندن اسب و الاغ بود .  ترکه بود . پاره ای از معلمها هم بودند که برای تنبیه درخواست عزیمت پدر یا مادر دانش اموز را به مدرسه میکردند چند نفری هم بودند که پرونده دانش اموز را زیر بغلش گذاشته و راهی منزل میکردند . از این گچ های با کلاس قلمی یا ماژیک خبری نبود گچهای قلمبه را خدمتگذار مدرسه زیر افتاب درست و خشک میکرد . هفته ای دو روز دانش اموزان مریض را به بهداری میبردند و اگر دکتر مدارس تشخیص میداد که دانش اموز دروغکی مرض شده با تجویز یک سیلی ابدار او را روانه مدرسه و عودت میداد . و اگر هم مبتلا به امراضی مانند اوریون بود برایش پماد سیاه تجویز و راهی منزل میکردند . گاهی وقتها در روز دوبار مدرسه میرفتیم صبح یکبار و بعد از ناهار هم یکبار . مدارس کلا دولتی بود مدارس خصوصی نبود چه برسه به اینکه مدرسه خصوصی باشد ودر داخل همان مدرسه خصوصی هم کلاس خصوصیتر برای دانش اموزان خصوصیتر تشکیل شود . هیچ گونه رابطه ریالی و پولی بین معلم و متعلم موجود نبود ولی احترام و عزت فراوان مابین متعلم و معلم موجود بود .