دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
تقسیم کار
ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

تقسیم کار

سال 1371 که به اتفاق 5نفر از کارشناسان سازمان دامپزشکی که دونفرشان مدیر کل بودند برای نظارت بر بازرسی گوشتهای وارداتی عازم کشور المانغربی شده و در شهر هامبورگ دو طبقه از یک اپارتمان را جهت سکونت در اختیارمان قرار دادند که هر طبقه شامل یک اطاق خواب و یک هال و اشپزخانه اوپن و یک سرویس بهداشتی بود که در قسمت دوش فاقد رخت اویز جهت اویزان کردن حوله و لباسها بود از صاحبخانه که ادم بسیار شریفی بود و میگفت پزشک ایرانیست و کاراصلیش راهنمایی خارجیها جهت پیگیری کارهای پزشکیشان است درخواست رخت اویز کردیم که خریداری و اورده شد سپس درخواست دریل و مته جهت نصب ان بر دیوار کردیم که این درخواست باعث شگفتی صاحبخانه که سالها در المان سکونت داشته و با فرهنگ انها کاملا اشنا بود شد و گفت در المان کارها کاملا تقسیم شده است و هر کسی کار تخصصی خودش را انجام میدهد یکنفر فقط کارش تعمیرات وسایل خانه است و دیگری کارش نصب ملزومات ان و اضافه کرد که با تماس تلفنی فرد متخصص اینکار را حاضر میکند تا رخت اویز را برایمان نصب کند ان فرد امد و رخت اویز را با سلیقه نصب کرد بطوریکه نه مته بزرگ امد و نه سوراخها کوچک و از انزمان من بیشتر فهمیدم که هرکسی را بهر کاری ساختند و انسان نباید در کاریکه تبحر انرا ندارد دخالت کند مخصوصا کارهای خطرناک که خانمان برانداز است و میسوزاند و به مانند اتش است که استاد سخن به زیبایی چون همیشه فرموده است   اگر صد سال گبر اتش فروزد – چو یک لحظه دروافتد بسوزد .

بالا رفتیم ماست بود پایین امدیم دوغ بود قصه ماراست بود

و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

این محرمعلی خان بدجوری بیخ ریش ما چسبیده و میگوید بس کن  ما هم که ادم حرف شنوی هستیم و بوده ایم و خواهیم بود . سلامت باشید