دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
اگر گربه ای به ما زل بزند
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٩ : توسط : دکتر قهرمانی

این گربه دارد به ما نگاه میکند در نگاهش قصه ها دارد

نگاه دامپزشک= ای انسان مرا به کلینیک دامپزشکی ببر و واکسنهایم را بزن و داروهای ضد انگلم را برابر تجویز دکتر دامپزشک خریداری کن

نگاه مهندس دامپرور= به من غذاهای پخته بده پسمانده خودت را نده

نگاه متخصص الرژی= مرا در کنار خود قرار ده تا با پخش موهایم در محیط مشتریان الرژی را به مطبها گسیل دارم و واکسن الرژی را که هیچ خاصیتی ندارد و نویسنده تجربه کرده به قیمت بالا خرید و فروش شود

نگاه قصاب = گوشت خوب به مشتری نده تا سهم بیشتری را به من در منازل بدهند

نگاه کارشناس بهداشت عمومی = تجارت مرغ زنده در کوچه ها و معابر زیاد شود تا ما هم در زباله ها به نان و نوایی برسیم

نگاه فیلم ساز = نگویید کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد اصلا مگر کسی از کسی خبر دارد که سر گربه بی کلاه مانده باشد باز خوب است میگویند خر تو خر  یا خر تو الاغ و تاکنون کسی نشنیده که بگویند گربه تو پیشی

نگاه سم شناس = چقدر سم موش کش تولید میکنید بابا باور کنید ما بهتر از سموم که اسایش زیست محیطی را به هم میزنند میتوانیم موش بخوریم

نگاه تهیه کننده = اگر مضامین تام و جری تمام شود من چکارکنم

نگاه استاد ادبیات فارسی دانشگاه = بازهم گلی به جمال مولانا عبید ذاکانی

نگاه عاقل اندر سفیه = مرد حسابی این چه دروغ شاخداریست که برای تنظیم راه رفتن موجودات دوپا درست کردی که میگویی اهسته بیا اهسته برو که گربه شاخت نزنه ما کی شاخ داشتیم

نگاه گربه = اخ اگر با گربه ای سیاه ازدواج میکردم چه بچه گربه های برنزه ملوسی داشتیم البته مشروط بر اینکه ادمیان انها را در گونی در کنار رودخانه شهر رها نمیکردند .

متخصص ویرولوژی = در نهایت ثابت نشد که اب داغ ریختن بر گربه باعث زگیل میشود