دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
قصه من و ان زن روس و شرمندگی
ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

تقدیر چنین بود که من در طی مسافرت دو و نیم ماهه به کشور قزاقستان و اقامت در یکی از شهرهای ان با یک خانم رو س اشنا شوم –کم آورده و شرمنده شوم گفته ام که کشور قزاقستان یکی از کشورهای آسیای میانه و از جمهوریهای شوروی سابق است که از نظر میزان غلات و نیزپرورش گوسفند  قابل توجه بوده و همچنین دارای اقوام زیادی از قبیل قزاق– ازبک – تاجیک – قرقیز- تورک –کورد-ترکمن-کره ای- آمریکایی و ..... و بویزه روس است هریک از این اقوام به زبان خود و نیز به زبان روسی و تعدادی هم به زبان انگلیسی آشنایی داشته و تکلم میکنند . دین اکثر مردم اسلام و مذهب انها سنی حنبلی است –مساجد بسیار زیاد و با شکوهی هم در شهرهای این کشور وجود دارد با گنبدهای طلایی رنگ بسیار بزرگ – احیانا تعداد اقوام روس در شمال این کشور بیشتر از قزاقستان جنوبیست و گویا تعدادی از پیروان دین مسیح در شهرهای شمالی در منازلشان دارای کلیسای خانگی هستند – البته در هر شهری هم کلیسا وجود دارد که فرصت نشد هیچکدام را بازدید کنم ان خانم روس هم میگفت که مادرش در خانه کلیسای خانگی دارد – و ادم معتقدی است –من و ان خانم روس حدود 24 ساعت با هم بودیم و ساعاتی را زیر یک سقف  و دو سه ساعتی را هم در پارک و بازار گذراندیم. البته فرد دیگری هم همراه ما بود . ان خانم ساکن شهر کوستانا  یکی از شهرهای شمال کشور قزاقستان بود  این شهر از شهرهای سرد است که در سال فقط دو سه ماهی اب و هوای ان معتدل است و بقیه ماههای سال سرد است میزان کشت غلات در ان بالاست و از مراکز عمده صادرات غله از کشور قزاقستان به سایر کشورهاست  . فاصله شهر کوستانا تا شهر الماتی که یکی از شهرهای قزاقستان جنوبی است با قطار بیش از بیست و چهار ساعت است البته با هواپیما هم میتوان از کوستانا به الماتی رفت ولی هزینه ان گرانتر از قطار است . ان خانم روس ساعت 5 بامداد به وقت قزاقستان به ایستگاه قطار الماتی رسیده بود و ان فرد دیگری که همراه ما بود از ساعت 4 بامداد به وقت قزاقستان( که 2 و نیم ساعت با ایران اختلاف ساعت دارد یعنی ساعت قزاقستان جلوترست )به ایستگاه قطار الماتی رفته بود و منتظر ان خانم شده بود شهر الماتی دومین شهر کشور قزاقستان است که قبلا پایتخت ان کشور بوده  ولی گویا بعلت اینکه نسبت به سایر شهرها پرت بوده در سالهای اخیر مقام پایتختی خود را به شهر استانه در شمال قزاقستان داده نماد شهر استانه اسمان خراشهای مرتفعی است که اخیرا ساخته شده و گویا ظاهر ان کاملا مدرن ولی سیستم اداری و بافت جمعیتی ان مانند سایر شهرهای قزاقستان سنتی است و گویا دولت موفق نشده جمعیت زیادی را از دیگر شهرها به پایتخت جدید کوچ دهد  شاید یکی از دلایل ان سرد بودن هوا باشد شاید هم دلایل دیگری داشته باشد که ما نمیدانیم . ولی وقتی در اینترنت این شهر را جستجو کنیم اولین عکسهایی که مشاهده میشود عکس ساختمانهای بسیار مرتفع است .شهر الماتی دارای دو ایستگاه قطارست یک ایستگاه محل ورود قطارهای شهرهای شمالیست و ایستگاه دوم محل ورود قطار از شهرهای جنوبیست  که من از شهر شیمکنت با قطاری که به الماتی می امد در یکی ازاین  ایستگاههای قطار پیاده شدم و ان خانم حوالی ساعت 5 صبح در ایستگاه قطار دوم پیاده شده و همراه ان اقا به خانه ای که بمدت دو شب اجاره شده بود امد وقتی ان خانم و همراهش وارد ان خانه شدند من خواب بودم و بعدا بیدار شدم و ایشان را دیدم . خانمی بود با قدی نسبتا بلند و سنی حدود سی سال  که یک خال به بزرگی یک نخود در طرف راست صورتش جا خوش کرده بود.به مانند اکثر خانمهای ان دیار پوتین پوشیده بود حتما میدانید که بعلت برودت هوا اکثر خانمها در ان کشور پوتینهای ساق بلند میپوشند و ان عده ای که سنشان بیشتر است یا وسع مالیشان نمیکشد بجای پوتین گالش میپوشند ممکنست یک گالش بپوشند و یا ممکن است روی کفش تابستانی یک گالش بپوشند که این مدل کفش و گالش را ما هم در سالهای دهه چهل و قبل از ان در ایران داشتیم که گالشهای بزرگی بود  سیاه رنگ با استر قرمز که روی کفش میپوشیدند.قبل از بیدار شدنم ان خانم بساط صبحانه را اماده کرده بود اگر چه بیش از بیست و چهار ساعت در راه بود انهم با ان قطار بسیار بد کشور قزاقستان که من میدانم چه قطارهای بدیست ولی با اینهمه بسیار خوش رو و خوش برخورد بود

 بقیه در فرصتی دیگر