دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
ما ان شقایقیم که با داغ سینه سوز جامی گرفته بر لب صحرا نشسته ایم
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : دکتر قهرمانی

ما بی‌غمان مست دل از دست داده‌ایم
هم‌راز عشق و هم‌نفس جام باده‌ایم

بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اند
تا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ای
ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم

پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که به عذر ایستاده‌ایم

کار از تو می‌رود مددی ای دلیل راه
کانصاف می‌دهیم و ز راه اوفتاده‌ایم

چون لاله می مبین و قدح در میان کار
این داغ بین که بر دل خونین نهاده‌ایم

گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست
نقش غلط مبین که همان لوح ساده‌ایم