دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
آن سالها
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : دکتر قهرمانی

ابانماه سال 1364 بعنوان کارشناس در یکی از شهرستانها به استخدام دولتی دامپزشکی درامدم تجربه عملیم دروس درمانگاهی در دانشگاه و سه ماه کاراموزی و دوسال خدمت سربازی در دامداری بود هفته اول کاری خیلی بسختی گذشت مراجعین متعددی در روز داشتم اکثرشان دارو برای معالجه بیماری طبقه در گله های گاو میخواستند بجوری که در جلودرب دفتر کارم از ساعت 9 تا 13 که زمان حضور مینی بوسهای خط روستایی در شهر بود صف طویلی از دامداران می ایستادند دارو هم که مشخص بود گلیسرین یده و نمک سماق یا سرکه یا ماست ترش یا جوش شیرین  برای دهان و اسپری انتی بیوتیک و ..... برای ضایعات سمها بعنوان کمک به بهبودی دامها . کارم شده بود نوشتن این داروها روی برگ نسخه به زبان شیرین فارسی چون نسخه خوانهای محترم انگلیسی خوان نبودند زمان گفتن برادر برادر بود بجای اقا و هنوز تعرفه باب نشده بود و نسخه نویسی رایگان در اداره نوشته میشد –از شبکه دامپزشکی واداره کل دامپزشکی خبری نبود ما خودمان را اداره معرفی میکردیم ولی برادران محترم اداره کشاورزی که فیشهای حقوقی ماهانه مارا میدادند واحد دامپزشکی خطاب میکردند-در کل استان درمانگاه دامپزشکی یا بیمارستان یا مطب یا مرکز مایه کوبی وجود نداشت