دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
یاد استاد
ساعت ۸:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸٩ : توسط : دکتر قهرمانی

 

امروز حوالی ساعت 11 به وقت قزاقستان در پیاده رو یکی از خیابانهای شهر شیمکنت از جلو ساختمان عریض و طویلی رد شدم ظاهر ساختمان و جوانانی که در اطراف ان در امد و شد بودند حکایت از این داشت که این ساختمان باید یک مدرسه عالی یا دانشکده ای باشد در جلو درب بزرگ ان مجسمه بزرگی بود وقتی این ساختمان بزرگ را دیدم و فرهنگ مردم ان دیار را در نظر اوردم و جمود فکریشان را بی اختیار یاد استاد ارجمند

جناب اقای دکتر سبکبار افتادم که اگر در قید حیات است خدا عمر طولانیتری عطایش فرماید و اگر زبانم لال مرحوم شده است خداوند باریتعالی با فرشتگان مقرب درگاهش محشور دارد یگانه مردی بود – در پاییز سال 1354 روزهای چهارشنبه از هواپیمای تهران ارومیه پیاده میشد به کلاس درس زیست شناسی سال اول دامپزشکی می امد و تا عصر روز پنجشنبه به ما درس زیست شناسی میداد – خیلی موارد زیست و زندگی هم از او یاد گرفتم – همیشه میگفت در ایران البته ایران انزمان سال 1354 اول می ایند ساختمان دانشگاه  را درست میکنند و بعد در خیابان میگردند و افرادی را مییابند و بعنوان مدرس به پای تخته می اورند- خودش بسیار بسیار توانابود در تدریس – البته من در ان ترم نمره قبولی نگرفتم چون دیپلم ریاضی بودم و از زیست شناسی چیزی سرم نمیشد وقتی همکلاسیها در نوشتن جزوه در موارد سلول – میتوکوندری –دستگاه گلژی و .... مداد تیز میکردند من در فکر دستگاه معادله دومجهولی و سینوس و تانژانت بودم  پس یک صفر ناقابل گرفتم که انزمان  اف میگفتند چون سیستم نمره دهی بر اساس الف-ب-جیم –دال و اف یا همان هائ خودمان بود . حالا نمره بماند – استاد محترم در ان ترم درس خوبی به ما داد و یک زن و شوهر هم بودند که هرکدام پی اچ دی  بیولوزی داشتند و انها هم عملیات زیست شناسی جانوری را در ترم اول برگزار کردند – انها هم ادمهای مسلطی بودند ولی درس استاد چیز دیگری بود