دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
Foot-and-mouth disease or hoof-and-mouth disease (Aphtae epizooticae)
ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی


 
کمیسیون
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

آداب کمیسیون در صد سال قبل

ماده 1-کلیه کمیسیونها میبایست در فاصله ساعات 8 الی 13 تشکیل شودتا ارباب رجوع بیشتری در پشت درب اطاق کمیسیون علاف شوند

ماده2-فاصله بین ساعت اعلام شروع کمیسیون و ورود به اطاق کمیسیون حداقل یکساعت بود.

تبصره – احدی حق نداشت کمتر از یک ساعت تاخیر در ورود داشته باشد

ماده3-ارجح بود که برگزارکننده کمیسیون بعد از میهمانان وارد شود

تبصره یک-زمان تاخیر ورود میزبان کمیسیون بعد از ورود اخرین مدعو نباید کمتر از یکربع یا همان یک چارک باشد

ماده4-بهتر بود که  همیشه بعد از بالاترین مقام کمیسیون صحبت کنی و در صحبتها لازم  بود که فرمایشات بالاترین مقام را جوری تایید کنی که انگار وحی منزل بود

تبصره – شنیدن قبلی فرمایشات مقام بالا ضرورتی نداشت

ماده5-هرچه ممکن بود دائره موضوعات مطروحه را وسیعتر کرد

تبصره الف– اگر اولی در رابطه با نرخ اب صحبت میکرد دومی باید در رابطه با لایه اوزون و سومی در ارتباط با فیلمفارسی و چهارمی در مورد زالودرمانی صحبت کند .

تبصره ب – اجرای این ماده انتقال موضوعات کمیسیون فعلی را به بعدی اسانتر میکرد

ماده6-نتیجه نگرفتن از جلسات به پرباربودن انها کمک میکرد

ماده 7-خواندن یواشکی یادداشتهای بغل دستی و مطرح کردن انها بعنوان نظرات خود یک پله شما را در نردبان ( نردبام ) ترقی بالاتر میبرد .

تبصره الف- خواندن یادداشتهای افراد روبرو از روی شیشه عینک انها مجاز نبود .

ماده 8-در صورت دیر رسیدن به کمیسیون قبل از سلام و چاق سلامتی با تک تک اعضائ باید از جمله بازهم  مدرسه ام (کمیسیون ام) دیر شد استفاده شود

تبصره الف– در هنگام نشستن در جای خود هرچه سر و صدای جابجاشدن پشتی ها و تشکها  بیشتر بود بهتر بود

تبصره ب – در صورت تاخیر ورود حتما باید با تک تک اعضائ کمیسیون دست داد چون ممکن بود فرصت دیگری دست ندهد و زمان کمیسیون را باید به هر وسیله ممکن کش داد

تبصره ج- هنگام تاخیر در ورود به جلسات شنیدن کلمات قصار ارباب رجوع  پشت اطاق کمیسیون لازم نبود .

ماده 9- در صورت تشکیل هر کمیسیون با موضوع واحد بهتر بود که افراد هر کمیسیون با جلسات قبلی فرق داشته باشند

تبصره – زمان یاداوری مطالب کمیسیون قبلی برای تازه واردین نبایستی کمتر از سه چهارم وقت کمیسیون فعلی باشد 

ماده 10- در هنگام حضور در جلسات همیشه نا آشناترین کارمند را به جانشینی خود در اداره میگذاشتند تا مراجعین بدانند چه اعجوبه ای به کمیسیون رفته است

ماده واحده –نا اشنا ترین کارمند رادر ترشی خوابانده  بعنوان نماینده خود به جلسات هم میفرستادند تا اعجوبه بودن خودشان را به رخ اعضائ حاضر در کمیسیون برسانند

ماده 11- جواب دادن به زنگ گوشی تلفن همراه بلا اشکال بود ولی هنوز اختراع نشده بود

ماده 12- تایید پیشنهادات کبوتران دور حرم بدون توجه به محتوی ان لازم بود

تبصره- اجرای این ماده منافاتی با اصل نان قرض دادن نداشت .

ماده 1+12پذیرایی از مدعوین با کشمش و گردو که در دندان گیر میکند بهتر بود

تبصره ذیل ماده 1+12 استفاده از هرگونه خلال دندان ممنوع بود . تا اقایان مجبور شوند دستشان را تا مرفق در دهانشان کنند بلکه دم مویزی را که لای دندانهای اسیای تحتانی گیر کرده در بیاورند

ایذا تبصره ذیل ماده 1+12 استفاده از برف در داخل کاسه اب در تابستان ازاد بود ولی جهت چرخاندن برف را با انگشت آژان تعیین میکرد.

ماده 14- اگر فی الواقع معلومات سخنران  کمتر از سایر مدعوین بود سخنران میبایست قبل از ایراد سخنرانی بگوید ( البته من کوچکتر از ان هستم که در محضر استادان سخنرانی کنم و سایرین میبایست زیر لب از یکی از عبارات  (البته البته ) یا ( بابا تو دیگه کی هستی ) استفاده کنند .

ماده 15- گذاشتن انفیه دان در جلو خود ممنوع ولی گذاشتن تلفن همراه با کیف یا بدون کیف ( اگر چه تا آنزمان اختراع نشده بود ) ازاد بود تا بالاخره دستان ادم به بازی کردن با چیزی مشغول باشد

ماده 16- مشغول کردن دستان به هر چیزی در زمان مشغول بودن چانه با حرف زدن ممنوع بود

ماده 17- خواندن زیر میزی( تشکی ) کاغذ اخبار ازاد بود

تبصره – اجرای این ماده بی نتیجه بودن جلسات را زیر سوال میبرد

ماده 18- ارجح بود که میزبان قبل از پایان کمیسیون انرا ترک میکرد تا ابهت و....... خود را تواما اثبات نماید

ماده 19- دعوت از افراد صاحب نظر ممنوع و شرکت  افراد بی نظرلازم بود

ماده 20- جلسات میبایست  برای من اهنگی باشد .

تبصره    برگزاری هرگونه کمیسیون به منظور هماهنگی ممنوع بود ُ

ماده 21- چون در هر کمیسیون میبایست وزنه هایی هم جابجا شود لذا ورود جوانان ازاد و ورود پیران ممنوع بود

تبصره الف- ورود اقایان ممنوع هنوز اکران نشده بود

ماده 22- دعوت از هرگونه افراد با تجربه علی الابد ممنوع بود

تبصره الف- اجرای این ماده در راستای اصل ازمون و خطابود . میبایست هر کس خودش کارها را تجربه کند

تبصره ب- اجرای این ماده هیچ سنخیتی با اصل( تا گوساله گاب شود دل مادرش اب شود) نداشت .

ماده 23- در اوردن ساعت بغلی و نگاه کردن به ان در طول جلسات ممنوع ولی پرسیدن ساعت از بغل دستی ازاد بود

ماده 24- قبل از شروع کمیسیون یکی از منشیان لیستی تهیه کرده و در مقابل اسم و امضائ هر یک از حاضرین تعداد دفعاتی را که در طول کمیسیون انراترک و به ابریزگاه میرفتند مینوشت. از این لیست بعنوان لیست موافقان با مصوبات کمیسیون هم استفاده میشد

تبصره الف- در صورتیکه بعلت تحرکات معدی و معوی تعداد دفعات خروج جهت رفتن به مستراب بیشتر از تعداد لیست میبود میبایست با اخذ موافقت رئیس کمیسیون از سهمیه نفر دست راست استفاده کرد

تبصره ب- دست راست و چپ هر شرکت کننده را شحنه تعیین و ابلاغ میکرد.


 
تکلیف شب اول
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

تکلیف شب اول

از روی کلمات زیر سه مرتبه بنویسید:

سعه صدر -یکپارچگی و وحدت –دید پرهیزکارانه به قدرت

سه کلمه هم خانواده با کلمات شدت  و حدت  بنویسید .

با هریک از کلمات زیر دوجمله بسازید .

بچه – مدیر- ناظم – تجربه

زمان فعل ابیات زیر را ذکر کنید

بود ایا که در میکده ها بگشایند

گره از کار فروبسته ی ما بگشایند

در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه تزویر و ریا بگشایند

اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند

دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

+

 


 
من و طاعون گاوی
ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

من و طاعون گاوی

سال 59 برای آموزش درس بیماریهای ویروسی دام با یک دستگاه اتوبوس من و سایر دانشجویان دامپزشکی دانشگاه دولتی ارومیه را از ارومیه به دانشگاه کرج منتقل و هر روز صبح از محل دانشگاه کشاورزی کرج که شبها در خوابگاه ان اسکان داشتیم حرکت کرده و به موسسه واکسن و سرم سازی حصارک کرج میرفتیم جهت طی کلاسهای تئوری و عملی بیماریهای ویروسی از همت بلند اساتید انزمان بیماری طاعون گاوی را در روی گاو برایمان ایجاد کرده و علایم بالینی و کالبد گشایی و ازمایشگاهی را کامل دیدیم که خاطره ان در ذهنم مانده است به همراه خاطره بازدید از موزه مار و خاطره تدریس هر مبحث توسط یک نفر از اساتید و صمیمیت استاد همراه که به مهربانی با ما که جوان بودیم رفتار میکرد و انزمان بود که اولین بار از سماور گازی چایی خوردم و بسی خاطرات شیرین که از ان دوران شیرین در مخلیه ام مانده است   سلامت باشید


 
باغ زیتون
ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

در سال 1362 هجری شمسی در باغ زیتون روستای انبارالوم شهرستان گرگان به اتفاق دوستان ارجمند زابلی


 
چرا تخمه شکستن در جلسات ممنوع است
ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

چرا تخمه شکستن در جلسات ممنوع است

الف- چون الودگی صوتی ایجاد میکند و حواس ابدارچی را پرت میکند و یکمرتبه استکان چای کارشناس را جلو رئیس جلسه میگذارد

ب- چون حواس سخنران را پرت میکند و نمیگذارد که صدای خودش را بشنود و مثل بقیه خودش هم نمیفهمد چی میگوید

ج- چون سخنران نمیتواند در حین سخنرانی هم  تخمه بشکند هم حرف بزند   بنابراین حقش ضایع میشود

د- چون قیمت تخمه روز بروز گرانتر میشود و باا صل صرفه جویی منافات دارد

ه- چون بنری نمانده تا روی میز جلسه پهن کنند تا پوستهای تخمه را روی ان بیاندازند چون تهیه هر گونه بنر چه برای تبلیغات خود و چه دیگری ممنوع علی الابد شده است

و- چون اعضائ جلسه نمیتوانند همزمان هم تخمه بشکنند هم smsبازی کنند و هم یادداشت برداری .

ز-چون رئیس جلسه فقط تخمه ژاپنی دوست دارد و  میدانید که خرید جنس خارجی هم  ممنوع شده است

ح- چون شاید تشکیل جلسه بهینه تر از تخمه شکستن باشد

ط- چون قرار شده منبعد در جلسات بجای حرف زدن –سخنرانی شود و اگر تخمه هم شکسته شود فکین خسته میشود

ی- چون جلسه محل جلوس یا همان نشستن است نه شکستن

ک- چون جلسات محل شکستن حرمت قبلیهاست نه شکستن تخمه

 ل- چون حق میوه جات  و شیرینی جات برای خورده شدن  ضایع میشود

م-چون در جلسات حرفهای جلسات قبلی بلغور میشود نه تخمه و بلغور

ن- چون هر چیز به جای خویش نیکوست

 


 
مولاناعبید زاکانی
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

 

 مولاناعبید زاکانی

بازرگانی زنی خوش صورت زهره نام داشت. عزم سفری کرد. از بهر او جامه ای سفید بساخت و کاسه ای نیل به خادم دادکه:هرگاه از این زن حرکتی ناشایست در وجود آید یک انگشت نیل بر جامه او زن تا چون باز آیم اگر تو حاضر نباشی، مرا حال معلوم «شود

پس از مدتی خواجه به خادم نوشت که:

کاری نکند زهره که ننگی باشد

بر جامه او ز نیل، رنگی باشد

خادم بازنوشت که:

گر در سفر خواجه درنگی باشد

تا ماه دگر، زهره پلنگی باشد


 
مهمل
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

مهمل

 

فردی کم سواد و مهمل باف در محفلی لب به سخن گشود.

 هنوز کلامی بر زبانش جاری نشده بود که یکی از میان جمع گفت ( مهمل است )

فرد معترضانه گفت من که هنوز چیزی نگفته ام.

 حریف جواب داد بالاخره چیزی خواهی گفت! .