دكتر قهرماني دامپزشك كورد

دامپزشكي-ادبيات فارسي
 
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوقست در جدایی و جورست در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست

بازآ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سریست با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه‌ایم اینت بلعجب

در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب

نه روی آن که مهر دگر کس بپروریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم

ما خود نمی‌رویم دوان در قفای کس

آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم

سعدی تو کیستی که در این حلقه کمند

چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم


 
کارکنان دامپزشکی از مزایای کارکنان پزشکی قانونی برخوردار می‌شوند
ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

کارکنان دامپزشکی از مزایای کارکنان پزشکی قانونی برخوردار می‌شوند عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی گفت: کارمندان دامپزشکی از قانون فوق‌العاده که خاص کارکنان پزشکی قانونی و انتقال خون هستند برخوردار می‌شوند.

کاظم فرهمند در گفت وگو با خبرنگار روابط عمومی سازمان دامپزشکی کشور اظهار داشت: روز گذشته (سه ‌شنبه) لایحه‌ای به تصویب کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی رسید که بر اساس آن، کارکنان دامپزشکی نیز شامل طرح تسری قانون فوق‌العاده خاص کارمندان پزشکی قانونی و انتقال خون می‌شوند.
وی سختی کار کارکنان دامپزشکی را از دلایل مطرح شدن این لایحه ذکر کرد و گفت: کارکنان دامپزشکی در نقاط دور، در مرغداری‌ها و دامداری‌ها با بیماری‌های دامی که بخشی از آن نیز بیماری مشترک هستند سر و کار دارند و این وضعیت، شرایط کاری سختی را برای کارکنان این بخش ایجاد کرده است.
این عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی، سر و کار داشتن کارکنان دامپزشکی با دام‌های بیمار و همچنین سموم شیمیایی را از دیگر دلایل مطرح شدن این لایحه عنوان کرد.
نماینده مردم بافق، مهریز، ابر کوه و خاتم در مجلس شورای اسلامی افزود: ضریب حقوقی سازمان نظام پزشکی قانونی تاکنون بیشتر از ضریب حقوقی کارکنان دامپزشکی بود که با تصویب و ابلاغ این لایحه، حقوق کارکنان دامپزشکی افزایش می‌یابد.
فرهمند تصریح کرد: در جلسه روز گذشته، دکتر سید محسن دستور، رئیس سازمان دامپزشکی کشور نیز حضور داشت و درباره موضوع شرایط کاری کارکنان این سازمان برای نمایندگان توضیحاتی را ارائه کرد.
عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی با تأکید بر چگونگی تأمین مالی این طرح گفت: اعضای کمیسیون کشاورزی ردیف درآمدی ماده ۱۴ قانون سازمان دامپزشکی را برای تأمین مالی این طرح در نظر گرفتند و تصویب کردند.
فرهمند اضافه کرد: برخی از کمیسیون‌های دیگر نیز در مورد این مصوبه کمیسیون کشاورزی نظر می‌دهند و بعد از جمع‌بندی برای تصویب، در صحن علنی مجلس مطرح می‌شود

همنبع سایت سازمان دامپزشکی


 
"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

راهیست راهِ عشق که هیچش کناره نیست

آن‌جا، جز آن که جان بسپارند، چاره نیست

هر گَه که دل به عشق دهی خوش دمی بود

"در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

ما را ز منع عقل مترسان و مِی بیار!

کآن شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد

جانا! گناهِ طالع و جُرمِ ستاره نیست

او را به چشم پاک توان دید چون هلال

هر دیده جای جِلوهٔ آن ماه‌پاره نیست

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان

چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو

حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست


 
چرخ بازیگر
ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

روزگارست اینکه گه عزت دهد گه خوار دارد

چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد


 
چرند و پرند
ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

کیمیای سعادت

 اندرباب خرید میوه =به بازار میروی تا میوه بخری میبینی میوه های خوش رنگ و عطری را با سلیقه چیده اند و قیمت انها را جار میزنند از فروشنده میخواهی برایت دو کیلو بدهد فروشنده چون به شما احترام میگذارد نمیخواهد شما را زحمت دهد تا خودت میوه ها را در پاکت های پلاستیکی که روزی این پاکتها که میگویند بسیار دیرتر از عمر من و شما و نوه ها و نبیره های ما نابود میشوند میگذارد شما پول را پرداخت و در خانه به غرولند بانو گوش میدهی که اینها چیست خریده ای با حمل جثه ات به اشپزخانه میبینی فروشنده تردستی کرده و چیزی را به شما نشان داده که از ان در پاکت خبری نیست در اینجا مقصر شما هستید میفرمایید چرا جواب مثل اب خوردن روشن است شما قبل از خرید میوه ها باید عادت کنی که این مکالمه را با فروشندگان داشته باشی امتحان کنید اگر این مکالمات فراگیر شود به سود همه خریداران خواهد بود باور بفرمایید

سلامون علیکوم خسته نباشید خیلی معذرت میخواهم که مزاحم وقت شریفتان شدم ممکن است بنده را راهنمایی بفرمایید و به سوالات من جواب دهید که

سوال یکم = قیمت میوه های جلو سینی چقدر است

سوال دوم = قیمت میوه های عقب سینی چقدر است

سوال سوم = قیمت میوه های ریز و ناسالم چقدر است

سوال چهارم = قیمت میوه ها اگر شما سوا کنی چقدرست

سوال پنجم = قیمت میوه ها اگر من سوا کنم چقدر است

بعد از پایان این مکالمات یکی از احتمالات زیر وجود دارد احتمال اول = میوه فروش مانند یک ادم به سوالات شما جواب میدهد

احتمال دوم شما نیاز به ارائه سرویس از طرف 115 خواهید بود چون فروشنده ....شما را سرویس کرده است

اندرباب نقلیه = خوب برادر من وقتی میبینی تاکسی پر شده و تمام صندلیها ادم نشسته اعم از زن یا مرد چرا سوار میشوی و میخواهی سرپا به ایستی نکنه پیش بینی کرده ای که با زل زدن به چشمان عینکی یا بدون عینک یکی از مسافران میتوانی بجایش روی صندلی بنشینی مگر در تاکسی که در عقب که برای دونفر صندلی دارد و لی سه نفر نشسته اند میشود یکی پاشود و جای خود را به فردی که سرپا ایستاده بدهد

اندرباب خرید مطبوعه= در هنگام خرید مطبوعه اصلا نیازی نیست که به تاریخ ان نگاه و انرا کنترل کنید هرکدام دم دست بود بردارید فرقی نمیکند درهمه شان جدول کلمات متقاطع هست – در تمامشان حداقل ماجرای یک دزدی هست – در تمامشان پیش بینی وضع هواهست  حالا گیرم درجه حرارتی که روزنامه نوشته بادرجه حرارت واقعی ده یا بیست درجه فرق دارد چه فرقی میکند بالاخره روزی درجه حرارت به ان درجه ای که روزنامه نوشته خواهد رسید مگه فرقی میکند .

اندرباب سخن گفتن =در سخن گفتن هرچه از تشدید استفاده کنی بهتر خواهد بود مثلا حتی در کلماتی که تشدید ندارند چه اشکالی دارد کلمه خیلی را به جای یک یاء با سه یا چهار یاء استفاده کنی به اینصورت خییییلی. و یا بسیار را به اینصورت بگویی بسییییییار . مگر فرقی هم میکند .

چرند و پرند را ول کرده بیت نغز زیر را بیاوریم

ساقی از ان خم پنهان که زبیگانه نهان است

باده در ساغر ما ریز که مامحرم رازیم

سلامت باشید


 
انتظامات
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

انتظامات

سال 1347 در دبستانی درس میخواندم در پای کوهی که در دامنه ان جنگل مصنوعی بود و حالا کتابخانه و رادیوتلویزیون قراردارد و چهار پنج پله بالاتر از سطح خیابان است حیاط مدرسه بزرگ بود و هر کلاس سه شعبه داشت اصولا مدارس یک نوبتی بودند و بر سر درب هر مدرسه فقط یک تابلو نصب شده بود یکروز ناظم مدرسه که بعدها وکیل دادگستری شد من را صدازد و در دفتر بازوبندی از پارچه سفید با نوشته ای قرمز که کلمه انتظامات بر ان نوشته شده بود بر بازویم بست و چه لحظه شاد و افتخار امیزی بود وقتی که در حضور تمام معلمین بازوبند انتظامات را بعلت انضباط خوبم بر بازویم مشاهده کردم از فردای انروز علاوه بر فخر و افاده ها ی طبق طبقی که به هم کلاسیها میفروختم این امتیازات را هم داشتم که به محض ورود به حیاط مدرسه وارد سالن میشدم و مجبور نبودم سرمای زمستان را در حیاط تحمل کنم در هنگام ورود دانش اموزان هم همراه با دو نفر انتظامات دیگر اسم دانش اموزانی را که ممکن بود در حین راه رفتن در صف حرفی بزنند یادداشت و کاندید تماس شدید چوب با دستانشان میکردیم و کسی هم جرئت اعتراض نداشت . البته گاهی انهایی که حربزه بیشتری داشتند حوالت ما را به تسویه حساب بعد از پایان سال تحصیلی در تابستان میکردند .مابودیم و بازو بند انتظامات و نمره خوب در مقابل انضباط در کارنامه و شنیدن تملق و چاپلوسی همکلاسیها . از همان زمان با تملق و چاپلوسی اشناشدم و بدم امد . سلامت باشید


 
خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته اید در حدیث دیگران
ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

اظهارات مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت درباره دامپزشکی

 

حکیم مهر - مدیر روابط عمومی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: بخش دامپزشکی کشور جزیره‌ای مهم و بزرگ است که از ساحل دریای سلامت دور افتاده است.
دکتر سید حمید حسینی که با خبرنگار سازمان نظام دامپزشکی گفتگو می کرد افزود: جای تعجب دارد سازمان نظام دامپزشکی و دیگر بخش‌های دامپزشکی که به صورت مستقیم نقش مهم و موثری در ارتقاء سلامت جامعه دارند تاکنون از بدنه اصلی نظام سلامت جامانده و یا به همان مقدار که شایسته تلاش و تأثیر گزاری آنان در سلامت جامعه است به مردم و مسئولان معرفی نشده است .

 


 
مردم از خوشی
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

مردم از خوشی

زنی را که هوو سرش اورده اند دیده اید که چه سان پریشان و دل ازرده است بویزه زمانی که نگاه سراپا تحسین شوهرش را که قبلها مال او بود  ماسیده بر چهره زنی تازه میبیند که حالا رقیب اوست

مردی را که با هزار امید و ارزو برای انتخاب شدن زن یا مردی دیگر در انتخاباتی شرکت میکند تا از قبل ان انتخاب جیبی دوخته باشد ولی میبیند که ان انتخاب نتیجه ای غیر از پیش بینی ان داشته است

دختری را میبینید که به ملاقات پسری می اید تا قرار خرید حلقه ازدواج را با هم بگذارند ولی در مسیر ان طرف را با طرفی دیگر در دکان طلافروشی در حال کشیدن کارت عابر بانک برای پرداخت بهای حلقه میبیند

پسری را میبینید که با هزاران امید و ارزو درب خانه را باز میکند تا از دختر همسایه بعد از مدتها انتظار شاخه ای گل بگیرد ولی دستی که از لای در به طرفش دراز میشود گلی زرد در دست دارد

سردبیری را که ماهها تلاش کرده تا ماهنامه اش را سر فرصت بر بساط دکه مطبوعاتی ها قرار دهد ولی یک روز قبلش حرام بودن کاغذ مطبوعات را اعلام میکنند

این افراد و سایر افرادی از این قبیل که مشغله ای دارند ودر واقع رفاهی برایشان متصور نیست قطعا وبلاگ نخواهند نوشت و من چون وبلاگ مینویسم پس هیچکدام از این مشغله ها را ندارم پس من خوشبختم مردم از خوشی سلامت باشید


 
دوربین مرئی-دوربین نامرئی
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

در عکس بالا دوربین مرئی است

در عکس پایین دوربین نامرئی است

چرا؟!


 
خسرو و شیرین
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

خسرو و شیرین

بر این رقعه که شطرنج زیانست       

   کمینه بازیش بین‌الرخانست

دریغ آن شد که در نقش خطرناک     

   مقابل می‌شود رخ با رخ خاک

درین خیمه چه گردی بند بر پای   

 گلو را زین طنابی چند بگشای

برون کش پای ازین پاچیله تنگ       

   که کفش تنگ دارد پای را لنگ

قدم درنه که چون رفتی رسیدی      

  همان پندار کاین ده را ندیدی

اگر عیشی است صد تیمار با اوست    

  و گر برگ گلی صد خار با اوست

به تلخی و به ترشی شد جوانی   

  به صفرا و به سودا زندگانی 

به وقت زندگی رنجور حالیم           

  که با گرگان وحشی در جوالیم

به وقت مرگ با صد داغ حرمان       

  ز گرگان رفت باید سوی کرمان

ز گرگان تا به کرمان راه کم نیست    

ز ما تا مرگ موئی نیز هم نیست

سری داریم و آن سرهم شکسته      

  به حسرت بر سر زانو نشسته

سری کو هیبت جلاد بیند            

   صواب آن شد که بر زانو نشیند

ولایت بین که ما را کوچگاهست     

  ولایت نیست این زندان و چاهست

ز گرمائی چو آتش تاب گیریم     

  جگر درتری بر فاب گیریم

چو موئی برف ریزد پر بریزیم       

  همه در موی دام و دد گریزیم

بدین پا تا کجا شاید رسیدن       

  بدین پر تا کجا شاید پریدن

ستم کاری کنیم آنگه بهر کار      

  زهی مشتی ضعیفان ستمکار

کسی کو بر پر موری ستم کرد       

  هم از ماری قفای آن ستم خورد

به چشم خویش دیدم در گذرگاه    

  که زد بر جان موری مرغکی راه

هنوز از صید منقارش نپرداخت      

  که مرغی دیگر آمد کار او ساخت

چو بد کردی مباش ایمن ز آفات        

  که واجب شد طبیعت را مکافات

سپهر آیینه عدلست و شاید           

   که هرچ آن از تو بیند وا نماید

منادی شد جهان را هر که بد کرد     

   نه با جان کسی با جان خود کرد

مگر نشنیدی از فراش این راه       

   که هر کو چاه کند افتاد در چاه

سرای آفرینش سرسری نیست     

  زمین و آسمان بی‌داوری نیست

هران سنگی که دریائی و کانیست   

  در او دری و یاقوتی نهانیست

چو عیسی هر که درد توتیائی         

   ز هر بیخی کند دارو گیائی

چو ما را چشم عبرت بین تباهست   

   کجا دانیم کاین گل یا گیاهست

گرفتم خود که عطار وجودی         

   تو نیز آخر بسوزی گر چه عودی

و گر خود علم جالینوس دانی      

   چو مرگ آمد به جالینوس مانی

چو عاجز وار باید عاقبت مرد          

  چه افلاطون یونانی چه آن کرد

همان به کاین نصیحت یاد گیریم   

   که پیش از مرگ یک نوبت بمیریم

ز محنت رست هر کو چشم دربست   

 بدین تدبیر طوطی از قفس رست

اگر با این کهن گرگ خشن پوست    

   به صد سوگند چون یوسف شوی دوست

لبادت را چنان بر گاو بندد          

   که چشمی گرید و چشمیت خندد

چه پنداری کز اینسان هفتخوانی      

  بود موقوف خونی و استخوانی

بدین قاروره تا چند آبریزی       

  بدین غربال تا کی خاک بیزی

از خسرو و شیرین نظامی


 
نامه بدون نقطه
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

 

"نامه بدون نقطه" یک رعیت در زمان ناصرالدین شاه

به گزارش پارسینه، نوشته ای که ذیلا از نظر خواننده گرامی می گذرد نامه ای است که
مرحوم میرزا محمد الویری به مرحوم احمدخان امیر حسینی سیف الممالک فرمانده فوج قاهر
خلج رقمی داشته که شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بی نقطه الفبا انتخاب و در نوع
خود از شاهکارهای ادب زبان پارسی به شمار می آید. انگیزه نامه و موضوع آن قلت در
آمد و کثرت عائله و تنگی معیشت بوده است. این نامه در زمان ناصرالدین شاه بوده.
 
بسمه تعالی
 سر سلسله امرا را کردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در کلک و
مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملک الملوک کلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در
کل ممالک محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در کلک عماد دومم
درعالم، درعلم وحکم مسلم کل امم سرسلسله اهل کمالم اما کو طالع کامکار و کو مرد
کَرَم؟
 
دلمرده آلام دهرم. کوه کوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علی الدوام در
ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس که مداح که گردم و کرا واسطه کار آرم
که مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد. مکرر داد کمال دادم و در هر مورد
مدح معرکه ها کردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل،
اما لال را مکالمه و کررا سامعه و کور را مطالعه آمد. همه را طلا سوده در محک ادراک
آورده احساس مس کردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام
کالحمار محمود و مسرور ... لا اله الا الله وحده وحده دلا در گله مسدود دار در همه
حال که کارهای همه عکس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد کل معرکه ها عروس مهر در
آرامگاه حمل در آمد. عالم و عام لام و کرام، صالح و طالح، صادر و وارد، کودک و
سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر کس هر هوس در معامله و سودا
دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و کاک، سرکه و ساک، کره و عسل، سمک و
حمل، گرمک و کاهو، دلمه و کوکو، امرود و آلو، الی کلم کدو، همه در راه، مکر دعاگو
که در کل محرومم و در حکم کاالمعدوم. اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده
گردد حامد و مسرورم. مگر کرم سر کار اعلی که سرالولد و سرالوالد در او طلوع کرده و
دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و کامها روا گردد.
 
له طول عمر کطول المطر سواء له الدرهم، و که المدر دهد مرد را کام دل کردگار همه
عمر آسوده و کامکار دل آرا همه کار و کردار او ملک در سما مادح کار او طول الله
عمره و دمره حاسده، هلک اعدائه، اعطه ماله، اصلح احواله و اسعد اولاده مدام السماء



در ضمن در برنامه مشاعره روز 16تیرماه 90 از شبکه اموزش مجری محترم به این نامه اشارتی فرموده و سطوری را از ان از بر خواندند

در ضمن این نامه باید اسباب خجالت تحصیلکرده هایی شود که علیرغم خودشیفتگی بلد نیستند دوخط نامه بدون غلط قلمی کنند یاد میرزاهای حجره های قدیم در قیصریه های قدیمیتر که محوطه انها را ظهرهای تابستان اب بپاشی میکردند و بوی کاهگل دیوارهایش مطبوع بود به خیر .


 
نازک چینی
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

نازک چینی

مطلب زیر با اقتباس ازاد از روزنامه هفت صبح مورخه 16 تیر نوشته شده است

برای اینکه صدای فمینیستها در نیاید ایما و اشاره ای کلامی لازم و ضروریست

حالا که تمام اجناس خوردنی –پوشیدنی-نوشیدنی-نوشتنی-دوختنی-کشتنی-بوسیدنی-ول کردنی-پختنی-دم کردنی-انداختنی-قورت دادنی-شستنی-از کشور برادر چین وارد میشود و اخیرا مجسمه های چینی هم برای میادین شهر وارد شده فقط یک چیز مانده که اگر وارد شود همه چیز تکمیل و جنسمان جور میشود انرا هم میتوان اول با وارد کردن نازک چینی تست زد اگر صدای خواهران فمینیست در نیامد تست را به مرحله ورود عام در اورد مگر سی و چند سال پیش نوع فیلیپینی اش وارد نشده بود جواب این است که شده بود

البته ممکن است یکی پیداشود و بگوید نازک چینی چه ارتباطی به وبلاگ دامپزشکی دارد جواب این است که موضوع را با یک مطلب دامپزشکی باز با اقتباس ازاد از روزنامه ای که هفت صبح روز 16 تیردر تهران توزیع شده ودر صفحه هشت ان توضیحات زیر امده است تمام میکنیم که گوسفندان چینی دردسر ساز شدند و موجب شیوع بیماری تب خونریزی دهنده کریمه کنگو (که 15 درصد تلفات دارد واز طریق کشتار غیر مجاز منتقل میشود)  میشوند . سلامت باشید


 
با این افراد نپرید
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

با این افراد نپرید

مطلب زیر به نقل از روزنامه ای است که در هفت صبح روز 16 تیر90در تهران منتشر شده است

افرادی که از انها اجتناب کنیم عبارتند از

-افرادی که خود را عالم به همه چیز میدانند -افراد منفی نگرو مشکوک-افراد فضول-خسیسها-خودشیفته ها


 
ماه
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

ماهی که نظیر خود ندارد به جمال

چون جامه زتن برکشدآن مشکین خال

در سینه دلش زنازکی بتوان دید

ماننده سنگ خاره در آب زلال

 

 


 
گزارش هفتگی
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

گزارش هفتگی

این هفته هم مانند هفته پیش با شنبه شروع میشود و با پنجشنبه ختم و روزجمعه هفته استراحت میکند و تعطیل است فرق عمده این هفته با هفته گذشته در این است که این هفته فقط جمعه که ادینه میگویند تعطیل است و 5 شنبه تعطیل نیست در این هفته هم قیمت توت فرنگی کاهش ولی شاتوت افزایش یافت ولی درخت توت حیاط محل تامین معاش همچنان بامدادان مشتری دارد و شامگاهان توضیح دهنده که سرخی پیراهن از توت است و از چیز دیگر نیست این درخت توت هم حکایتها دارد چه افرادی می امدند و صبح از ان توت میچیدند و ادعای چه کرامات و افاذاتی نمیکردند ولی اکنون نه از تاک نشان مانده و نه از تاک نشان دنیا همین است برای خودش وفا ندارد چه برسد به وفا برای ما . از دیگر اتفاقات این هفته که البته اتفاق نیست و رویه جاریست این است که همچنان برای سبقت گرفتن از چاپلوسی و تملق استفاده میشود و بازار نابخردان سکه و بابخردان کساد و از رونق افتاده است و بر تعداد فیلترهای سیگار محل گذر چند تایی اضافه شده است . در اوایل هفته از بازیگران سریال ستایش که این روزها عصرهای جمعه مردم را سرکار گذاشته است تقدیر شد ولی مابالاخره نفهمیدیم که طول استین پیراهنهای استین کوتاه چند سانتیمتر باشد و اصولا کوتاهی چند سانتیمتر است چون در این مراسم که از خود خود  TVنشر شد وقتی هنرپیشه مرد دوم فیلم که ما هفته پیش برای مرگ نابهنگامش اشک ریختیم خوشبختانه سر و مر و گنده به بالای سن رفت تا جایزه بگیرد طول استین پیراهنش کمتر از یک وجب بچه نابالغ بود و وقتی تشویقش کردند ما فهمیدیم که این میزان طول استین ظاهرا ایراد و اشکالی ندارد ولی فردایش فهمیدیم که اصاصا پیراهن استین کوتاه اشکال دارد . ایذا فهمیدیم که پوشیدن شلوار های ..... اشکال دارد ولی در همان برنامه دیدیم که یکی از الگوهای ما شلوار .... پوشیده بود

سلامت باشید


 
کس نزانKAS NAZAN
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

کس نزانKAS NAZAN

کس نزان روستایی است در استان کردستان ایران در حوالی سقز – مریوان که بعلت داشتن مسجد و ابی که میگویند شفا بخش است هر ساله پذیرای خیل عظیمی از نیازمندان است که برای اجابت حاجاتشان به انجا مراجعه میکنند من تاکنون سعادت رفتن به این ابادی مشهور را متاسفانه نداشته ام ولی افرادی که رفته اند حکایت میکنند که راه رسیدن به روستا زیاد جالب نیست شاید هم ما در سالهای اخیر زیادبه اتوبان و اسفالت عادت کرده ام واز جاده های خاکی و مالرو دور شده ایم این نظر را داریم در هر صورت رفتن به این روستا به نرفتنش می ارزد و ارزش دارد چون من خودم شاهدم که چند سال پیش در مراسمی در شهرستان سقز دکتر داروسازی را دیدم که از جلفای اذربایجان امده بود در حالیکه کاملا مستاصل بود از مداوای فرزند پسرش که مبتلا به تومور بدخیم بود و اوازه شفابخشی اب این روستا را که شنیده بود به ان روستا رفته و ضمن ادای نماز در مسجد روستا و قربانی کردن گاو از اب چشمه روستا به پسرش خورانده بود و ان پسر اکنون به زندگیش ادامه میدهد در حالیکه گویا پزشکان از او قطع امید کرده بودند امیدوارم خداوند قسمت کند من هم سعادت ادای نماز در مسجد روستای کس نزان را داشته باشم اگر چه که دوستانی که به ان روستا رفته اند اب چشمه انرا برایم اورده اند و از این اب بسیار گوارا تاکنون چندین بار نوشیده ام سلامت باشید


 
پارک ملت
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

پارک ملت

یکی از برنامه های خوبی که چند روزیست کانال یک تلویزیون وطنی از ساعت 23 تا 24 و تا یک بامداد پخش میکند و مجری توانایی که قبلا برنامه مردم ایران سلام را اجرا میکرد در ان حضوری شایسته دارد برنامه پارک ملت است که دو شب پیش از اقای محمود شهریاری هم دعوت کرده بود و من تا پایان انرادیدم و حرفهایش چون از دل برمیخاست لاجرم بردلم نشست بحث بر سر شادی بود که در جامعه ما نهادینه نشده است فردایش هم روزنامه جام جم را خواندم که با ملانصر الدین گل اقا مصاحبه کرده بود در مقوله طنز که حافظ هم طنز دارد انجا که میفرماید

پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت

افرین بر نظر پاک خطاپوشش باد


 
دوستی
ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

و به راستی این چنین است مخصوصا دوستیهای دوران کودکی که چون مسایل و منافع مالی در میان نیست خالصانه و پاک و بی الایش است و الایشهای حب جاه و مال و .... ندارد هرچه سن بیشتر میشود چون گستره معاشرت با افراد بیشتر میشود لذا الایشهای دوستی هم بیشتر میشود دوستی های جوانی ناپایدارتر از دوستی های کودکی و پایدارتر از دوستی های دوران بلوغ است . البته که دوست ان باشد که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی .


 
حافظ
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

 

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

تا همه صومعه داران پی کاری گیرند

مصلحت دید من آن است که یاران همه کار

بگذارند و خم طره یاری گیرند

خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی

گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند

قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش

که در این خیل حصاری به سواری گیرند

یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون

که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند

رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد

خاصه رقصی که در آن دست نگاری گیرند

حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست

زین میان گر بتوان به که کناری گیرند

 


 
شوخی با جراید
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

شوخی باجراید

یکی از ستونهای شیرینی که در هفته نامه گرانسنگ توفیق که در سالهای ماضی توقیف شده وجود داشت ستون شوخی با جراید بود بر همان سبک و سیاق انگولک به یکی از سایتهای مرتبط با دامپزشکی را در زیر می اوریم

 

سایت =آشنایی با نامزد ایرانی دبیرکل فائو

من= ایا اشنایی با نامزد دبیر کل فائو که احتمالا ایرانیست از اخبار مهم و مرتبط با دامپزشکیست . اساسا فائو چه ارتباطی به دامپزشکی دارد تا دبیر کلش مرتبط با شد حالا اگر برفرض محال دبیر کل فائو هم مرتبط بود ایا نامزد ایشان که یک ایرانی شاید باشد به دامپزشکی مربوط است اصاصا ما به مسایل خصوصی مردم چکار داریم

 

سایت= گاوهایی که هلو می‎خورند!

من = باور کنید امسال من تاحالا هلو نخورده ام انهم به خاطر قیمت و بهای بالایش حتما به خاطر هلو دادن به گاوهاست که قیمت شیر گاوها روز به روز بالاتر میرود فقط ما نفهمیدیم که گاوهای مورد بحث هلو را با پوست میخورند یا بی پوست . هلوی هسته جدا میخورند یا تک دانه

سایت=رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با لباسی متفاوت در حال ماهیگیری و قربانی شدن گوسفند!

من= نتیجه ماهیگیری قربانی شدن گوسفند به جای ماهی بود ما سالها بود نمی فهمیدیم

 

سایت=گربه‌ها موضوع اصلی یک نمایشگاه نقاشی

من= انشا ا... گربه باشد

با تشکر از سایت ارزنده حکیم مهر


 
رادیو حکیم مهر توهین
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

 

 

بسمه تعالی

جناب آقای مهندس عزتالله ضرغامی

رئیس محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

احتراماً نظر به پخش آیتم نمایشی با عنوان (آقای جَوگیر) در ساعت 50/9 صبح جمعه 27 خرداد ماه سالجاری در قالب برنامه طنز (جمعه ایرانی) و توهین غیرقابل توجیه در این آیتم به دامپزشکان خدوم و عزیز کشورمان، مستدعی است دستور فرمایید برخلاف رویه قبل که منجر به تکرار و تداوم انجام چنین توهین‎هایی گشته، این بار بطور جدی عوامل برنامه مذکور توبیخ گردند تا از این پس کیان حرفه ارزشمند دامپزشکی دستمایه تمسخر و توهین عده‎ای ناآگاه قرار نگیرد. براستی بکار بردن عبارت (دختره‎ی دامپزشک) در پاسخ به توهین‎های یک دختر روانپزشک در این برنامه و برابر نمودن ناسزاهای دختر با عبارت مذکور توسط یک پسر، هر چند در برنامه‎ای طنز چه توجیهی دارد؟!

مزید استحضار حضرتعالی حرفه ارزشمند دامپزشکی امروز پایه تأمین بهداشت عمومی است و همه ایرانیان مدیون ساخت واکسن‎های یک دامپزشک عزیز و چهره ماندگار، مرحوم استاد دکتر میرشمسی هستند و اینگونه توهین‎ها به دامپزشکان که در سخت‎ترین شرایط و در مواجهه با انواع عوامل خطرناک و مهلک بیماریزا مشغول پیشگیری از شیوع بیماریها در بین انسان‎ها و تأمین بهداشت مواد غذایی در هر سه وعده اصلی غذایی از مزرعه تا میز غذا هستند در رسانه‎ای فراگیر نظیر رادیو آنهم در شبکه سراسری به هیچ وجه پذیرفتنی و قابل چشم‎پوشی نیست. در صورتی که سازمان صدا و سیما پیش از این با اینگونه موارد نظیر آنچه در سالیان اخیر در قالب برنامه تصویر زندگی شبکه دو سیما رخ داد به طور جدی برخورد می‏کرد و با فرهنگ‎سازی، جامعه را از نقش دامپزشکان در تأمین بهداشت مواد غذایی و پیشگیری آگاه می‎نمود چه بسا شاهد اینگونه اتفاقات ناپسند نبودیم و شأن رسانه ملی تحت تأثیر اقدام توهین‎آمیز عده‎ای قلیل قرار نمی‎گرفت.

امید است این مسئله مورد توجه جدی حضرتعالی و مسئولین محترم رادیو قرار گیرد و ضمن عذرخواهی آن برنامه از جامعه بزرگ دامپزشکان کشورمان از تکرار چنین اقدامات ناپسندی جداً پرهیز گردد.

دکتر محمد لطفیزاده / مدیرمسئول حکیم مهر

با سلام و احترام / بیننده محترم / ضمن تشکر از بازدید و اظهار نظرتان / قویاً عرض میکنم که چنین توهینی به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و ابداً این به معنای طنز نیست. بلکه استفاده از عنوان یک حرفه برای ناسزاگویی جای بسی تأسف است. استفاده از حرفه دامپزشکی در طنازی و ایجاد آثار طنز اشکالی ندارد اما تبدیل طنز به هزل کار شایسته ای نیست. محمد لطفی زاده- مدیرمسئول حکیم مهر


اولا اکثر افرادی که در رادیو ایران فعالیت دارند از هنرمندان و فرهیختگان جامعه ایرانی هستند که با تهیه و اجرای برنامه جمعه ایرانی و قبل از ان برنامه صبح جمعه با شما تبسمی هرچند کمرنگ برسیمای مردم این مرزوبوم نشانده و مینشانند که بسی جای تقدیر و تشکر دارد که اهل فضل میدانند گریاندن بسی اسان ولی خنداندن بغایت مشکل است واز طرفی تشخیص اینکه این عبارت طنز بوده یا توهین از عهده متخصصین برمی اید ودر صلاحیت دامپزشکان نیست لذا به نظر اینجانب این مورد را اشکال نمیبینم و به سهم خود اجازه میدهم که دامپزشکان را نیز وارد مقوله طنز نمایند که تبسم بر چهره احادی از مردم این مرز و بوم بسی بالاتر و ارزشمندتر از این حرف و حدیث هاست برای کسب اطلاعات بیشتر پیشنهاد مینمایم سری به کارتونها یا همان کاریکاتورهای ینگه دنیا بیندازید و انموقع به ضرس قاطع معلومتان خواهد شد که چه شوخی هایی که با مشاغل مختلف و ... میکنند و اتفاقی هم نمی افتد. به قول اندره مالرو( زندگی ارزشی ندارد ولی هیچ چیز هم ارزش زندگی را ندارد) بگذارید مردم زندگی کنند همینکه به بهانه های مختلف مردم را از مطالعه طنزهای مکتوب و فاخر عبید ذاکانی- سعدی- ایرج میرزا- و چه و چه محروم کرده ام کافیست .دلتان چون اقیانوس باد و سلامت باشید .
- دکتر قهرمانی

 


 
پرل س باک
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

پرل س باک

در یکی از سایتهایی که کتابهای رومان را جهت بارگذاری نمایش میدهند چشمم به کتاب مادر از نویسنده بزرگ پرل س باک خورد یادم امد که در سالهای دهه پنجاه تابستانها از ساعت 9 الی دوازده به کتابخانه شهر که ان زمان کتابخانه عمومی نام داشت و حالا شیخ شلتوت میگویند میرفتم و از روی یک دفتر دست نویس بزرگ کوچکتر از دفتر ثبت ازدواج و طلاق یکی از کتابهای موجود در کتابخانه را از متصدی مربوطه گرفته و ارام و اهسته به قرائتخانه میرفتم و میخواندم نشستن من در روی صندلی قرائت خانه باعث شوره بستن شلوارم میشد در ان زمان کتاب های خاک خوب از پرل س باک و گلین از ارونقی کرمانی و ..... خوانده بودم و چه لذتی داشت  سلامت باشید


 
دنیای بی وفا
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

دنیای بی وفا

تعدادی از برنامه های تلویزیون وطنی مو بر تن ادم راست میکند یکی از این برنامه ها دیشب حوالی ساعت نوزده از کانال دو پخش شد که مجری برنامه که خانمی کم سن و سالست با پیرمرد مسنی صحبت میکرد در فضای صحبت پخش موزیک متن فیلم سینما پارادیزو لطف خاصی به برنامه داده بود موضوع برنامه در رابطه با سالمندان بود این پیرمرد از ساکنین خانه سالمندان کهریزک تهران است که میگفت چند سال پیش بعد از فوت همسرش دو پسرش خانه او را فروخته و به خارج رفته اند و اکنون در یک کشور اروپایی تشکیل خانواده داده اند یکی از سوالاتی که مجری مطرح کرد این بود که ایا شما دلت برای فرزندانت تنگ میشود یا نه ایشان جواب داد که بعد از اینکه بدون اطلاع ایشان خانه اش را فروخته و به خارج رفته اند به انها فکر نمیکند و به خدا فکر میکند این پیرمرد که گویا از اسایشگاه راضی بود و میگفت در انجا تئاتر بازی میکند و مدتی قبل دچار افسردگی شده بوده و با تجویز روانپزشک با بازی با دو عروسک خوب شده است و حالا عروسکهای زیادی از مردم هدیه گرفته از بی وفایی دنیا میگفت موزیک سینما پارادیزو مرا به دنیای خاصی برد . سلامت باشید


 
عکس خاطره‎انگیز : نخستین دانشجویان دامپزشکی ارومیه و اولین دامپزشک فارغ‎التحصیل
ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

به نقل از حکیم مهر

 

عکس خاطرهانگیز : نخستین دانشجویان دامپزشکی ارومیه و اولین دامپزشک فارغالتحصیل این دانشگاه

 

ردیف عقب از راست به چپ  اقایان دکتر بابانژاد-سیفی-سفیدگر--قهرمانی-ذولفقارنسب-گلکار-طهماسبی-خلف-بهشتی وجمال پور

ردیف جلو از چپ به راست اقایان دکتر شیرانی-قریشی-انتخابی-صدری-ولیزاده و عراقی

در ضمن نفرات دوم و سوم از ردیف عقب دست چپ از اساتید و مابقی دانشجو بودند

با تشکر از حکیم مهر به خاطرامکان این تجدید خاطره  به همراه تجدید ارادت خالصانه و خاشعانه و خاضعانه به همکلاسیهای ارجمندم

 

 


 
هلو
ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

هلوی تک دانه

دیروز از بازار رد میشدم فروشنده ای داد میزد هلوی تک دانه موجود است

 حالا به این کار نداریم که چرا داد میزد چون وقتی جنس رادر جلو مغازه و یکمتر جلوتر از حریم خودش گذاشته و نام انرا هم در روی کاغذی نوشته دیگر داد زدن چه صیغه ایست معلومم نشد و این هم معلومم نشد که مگر هلوی دودانه و سه دانه هم تاکنون بوده که نوع تک دانه ان مرغوبتر باشد و هوارش کنند بر این سبک و سیاق فردا شاهد خواهیم بود که داد میزنند

شلوار دولنگه داریم

کامپیوتر برقی داریم

سنجاق ته گرد تیز داریم

هندوانه دانه دار رشد کرد

کبریت چوبی وارد شد

تخم مرغ بازرده موجود است


 
قصه برق گرفتگی
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ تیر ۱۳٩٠ : توسط : دکتر قهرمانی

قصه برق گرفتگی

سال 61 در جایی با کارکنان زیادی شاغل بودم و در جلسات و کمیسیونهایی عضویت داشته و حضور می یافتم در یکی از این جلسات که از یکی از کارشناسان مجارستانی هم دعوت شده بود ودر سالن بزرگی به همراه سایر روسا و مدیران شرکت داشتم و دور میز کنفرانس نشسته بودیم ناگهان کارشناس مجارستانی از روی صندلیش برخاست و بطرف کلید برق رفت و برق اطاق جلسه را که علیرغم روشن بودن هوای سالن روشن بود خاموش کرد و سرجایش نشست در این موقع برق ذکاوت و تیزهوشی ان کارشناس خارجی من و چند نفر دیگر از مدیران را گرفت بعد از لختی جلسه شروع شد و چند ساعت بعد هم به خیر و خوشی تمام شد  . بالارفتیم ماست بود پایین اومدیم دوغ بود قصه ماراست بود

سلامت باشید